روانپزشکی

تعریف رشته روانپزشکی:

روان پزشكي رشته‌اي از علوم پزشكي است كه به آموزش ، پژوهش ، مشاوره ، پيشگيري ، تشخيص ، درمان جامع ، و توان بخشي (rehabilitation) اختلال‌ها و مشكلات رواني ، در هر دو جنس و در تمام سنين ، مي‌پردازد .

در سال‌هاي اخير ، اهميت بارِ كلي(burden global) اختلال‌هاي رواني در سطح جهان كاملاً شناخته شده است و پژوهش‌هاي داخلي نيز شيوع بالاي اين اختلال‌ها و پيآمدهاي نگران‌كنندة آن را تأييد كرده‌ا‌ند .

كشفيات نوين علمي در زمينة علوم اعصاب ، يافته‌هاي جديد در علوم رفتاري و پيدايش روش‌هاي نوينِ بررسي ابعاد اجتماعي اختلال‌هاي رواني ، گسترش دامنه و عمق آموزش روانپزشكي را به‌شكل رشته‌اي با ابعاد زيستی رواني اجتماعي و معنوي (biopsychosociospiritual)به يك ضرورت تبديل كرده است .

اين رشته با علوم اعصاب ، روانشناسي ، جامعه‌شناسي، انسان‌شناسي و جنبه‌هاي فرهنگي،معنوي و همه‌ گيريشناسي ارتباط دارد.

تاريخچه و سيرتكاملي رشته :

الف : در جهان :

روانپزشكي را بعنوان كهن‌ترين فن و تازه‌ترين علم در دانش پزشكي توصيف كرده اند . در طب باستان چه در مصر و چه در يونان همه امراض را معمول ارواح خبيثه و شياطين مي‌دانستند و اين برداشت در سراسر قرون وسطي در اروپـا در مـورد اختلال‌هاي رواني ساري و جاري بود .

بقراط ( 460 تا 377 پيش از مـيلاد ) بيمـاري روانـي را تـا حـدود زيـادي هماننـد بيماريهاي جسمي تلقي مي‌كرد و بر آن بود كه بيماران رواني نياز به بررسي دارند تا علل بيماري آنها كشف شود و با اين علل هرچه موثرتر مقابله شود . در نظريه‌هاي بقراط و جالينوس علت بيماريها اختلال در توزيع اخلاط اربعه ( سودا ، صفرا ، خون و بلغم ) در بدن انگاشته ميشد .

در تمدن غربي يكي از مهمترين سالهاي تاريخ روانپزشكي سال 1795 ميلادي است كه مقارن با آغاز درمان انساني بيمار رواني توسط فيليپ پنيل در پاريس است . در سال 1890 ميلادي قانون جنون ( act Lunacy ) در انگلستان به تصويب رسيد كه مقامات حكومت محلي را موظف مي‌كرد وسايل بستري شدن در بيمارستان رواني را براي بيماران تامين كنند .

طبق اين قانون گواهي پزشك و حكم مقامات قضائي شرط قبلي پذيرش در بيمارستان رواني دولتي شمرده مي‌شد . مفهوم اين قانون آن بود كه افرادي كه مبتلا به بيماري‌هاي خفيف رواني يا در آغاز بيماريهاي رواني بودند نمي‌توانستند از درمان استفاده كنند . زيرا گواهي فقط هنگامي صادر ميشد كه رفتار يا وضع طبي فرد بيمار ، پذيرش در بيمارستان را الزامي مي‌ساخت .

در سال 1920 ميلادي به بيمارستان مودزلي” لندن” طبق يك قانون ويژه مصوب پارلمان اجازه داده شد كه بيماران را بصورت داوطلبانه بپذيرد . بعداً در سال 1930 قانون درمان رواني به همه بيمارستان‌هاي رواني اجازه داد تا بيماران داوطلب را بپذيرند . در سال 1959 با تصويب قانون بهداشت رواني در انگلستان، گواهي لغو شد و از نظر قانوني تمايز بين بيمارستان‌هاي رواني و بيمارستان‌هاي عمومي از بين رفت .

ب : در ايران:

تاريخ روانپزشكي در ايران به قدمت تاريخ پزشكي در اين سرزمين است . براساس مدارك تاريخي در اواخر عهد ساسانيان بيمارستان و مدرسه طب جندي‌شاپور در اهواز بنياد گرديد كه نزديك به چهـار قـردن دوام داشـته و شـهرت جهاني داشته است و علاوه بر معالجه بيماران جسمي به درمان بيماران رواني نيز مي‌پرداخته است.

در حـوالي سـال 300 هجري در يكي از شهرهاي خراسان ، بيمارستاني وجود داشته است كه شيخ فريدالدين عطارنيشابوري آن را ديوانه‌ستان ناميده و به پذيرش و درمان بيماران رواني مي پرداختـه اسـت . ابـوبكر محمـدبن ذكريـايرازي ( 925-865 مـيلادي ) ، دانشمند نامي ايران‌زمين به جنبه‌هاي رواني بيمار و بيماري اهميت بسيار داده و معتقد بود كه ” مزاج جسم تـابع اخـلاق نفس است و طبيب جسم بايد طبيب نفس باشد ” .

او بسياري از بيماري‌هاي رواني را با ذكر علائم و دلايل بصورت مبسوط در كتاب الحاوي خود توصيف نمود . موفق هروي در كتاب مفردات طب بنام ” الابنيه عن حقايق الادويـه ” كـه در سـال 350 تا 366 هجري تاليف كرده است از مفيد بودن برخي داروها در درمان بيماري هايي مانند وسواس ، نسيان ، ديوانگي ، سودا و ماليخوليا نام برده است .

در سال‌هاي 367 تا 372 هجري يعني حدود دستكم سه دهه پيش از نگـارش كتـاب ” قانون ” ابن سينا ، كتاب ارزشمندي بنام مفاتيح العلوم (كهن‌ترين دانشنامه اسلامي ) از ابوعبداله‌ يوسـف خـوارزمي تاليف شده است كه در فصل دوم از باب سوم درباره بيماري ها و داروهـا از 89 اصـطلاح پزشـكي ، 16 عنـوان را بـشرح بيماري‌ها يا نشانه‌هايي اختصاص داده است كه ريشه رواني دارند .

ابوبكر الاخويني‌البجاري از شاگردان ابوالقاسم مقانعي از شاگردان محمدبن زكريايرازي بوده است . او در سده چهارم هجري پيش از ابن سينا در كتاب ” هدايه‌المتعلمين‌في‌الطب ” كه كهن‌ترين متن پزشكي به زبان فارسي بشمار مي‌رود در مورد علاقمندي و تبحر وافي در معالجه بيماران رواني سخن گفته است و بحق رواسـت كـه ” اخـويني ” را نخـستين روانپزشـك جهـان پزشـكي مـدرن بنـاميم .

شـي‌خالـرئيس ابوعلي‌حسين‌بن‌عبداله‌بن‌سينا ( 1037 -980 ميلادي ) ، فيلسوف شهير و طبيب و حكيم نامور ايراني كه كتـاب قـانون او صدها سال در دانشگاه‌ها و مدارس عالي اروپا تدريس مي‌گرديد معتقد بود كه خيلي از بيمـاري‌هـا و اخـتلالات جـسمي توسط ناراحتي‌ها در بخش‌هاي هيجاني ايجاد مي‌گردند و بحق بايد ابوعلي‌سينا را بنيانگذار پزشكي روان‌تنـي در جهـان دانست .

با چنين رويكردي روشن است كه جنون يا ديوانگي به معناي وارد شدن ديو يا جن در بدن جائي در پزشكي گذشته كشور ما نداشته است . ابن‌سينا در اين باره در كتاب قانون مي‌گويد : “برخي از اطباء عقيده دارنـد كـه ماليخوليـا ( افـسردگي شديد با سيماي روانپريشي ) كار جنيان است ما كه طب را ياد مي‌گيريم اهميت نمي‌دهيم كه از جن است يا از جن نيست .

ما مي‌گوييم اگر ماليخوليا كار جن باشد يا نباشد مزاج بيمار به سودائي مي‌انجامد . پس سبب نزديكش وجود ماده سـودا است . بگذاريد وجود آوردنده سودا جن باشد يا غيرجن ، به ما چه مربوط ” آري هنگامي كه در قرون وسطي در جوامع غر‌بي برخورد با بيماران رواني عمدتاً شامل طرح و تنبيه ، شـكنجه و انتـساب آنان به نيروهاي شيطاني بوده است .

 در ايران ، رويكرد اصلي شامل عطوفت ، مهرباني و حمايـت بوده است . در آن زمان از روش‌هــايي مانند مشـــاوره و تلفيق آن با دارودرماني (استفاده از گياهـان دارويـي ) بكـار مي‌رفته است.

بطوري كه در سال 666 هجري به فرمان خواجه‌شمس‌الدين‌محمد صاحب ديوان وزير آباقاخان ( پسر مهتـر هلاكوخان ) به توسط شمس‌ الدين‌ محمد تازيكو وزير خطه يزد ، عمارت عالي دارالشفاء در يزد بناشد كه بخشي از آن بنام مجالس المجانين به پذيرش و درمان بيماران رواني اختصاص داشت .

اما روانپزشكي نوين در ايران با تاسيس دانشگاه تهران در سال 1313 شروع شد و در سال 1316 با همـت مرحـوم دكتـر رضاعي و سپس مرحوم دكتر عبدالحسين ميرسپاسي ( 1317) آموزش روانپزشكي براي دانشجويان پزشكي آغاز گرديـد و در يازدهم مردادماه 1329 با گرفتن اولين دستيار روانپزشكي بنام دكتر هاراطون داويديان آموزش تخصصي روانپزشكي نوين در اين بخش آغاز بكار نمود .