روان کاو کیست و روان کاوی چیست؟

zigmound frued

روان‌کاو کسی است که با استفاده از روش روان‌تحلیل‌گری به درمان مراجع خود می‌پردازد، واژهٔ «روان‌کاوی» را اولین بار ابراهیم خواجه‌نوری ساخت و سپس این واژه به همراه بسیاری دیگر از ساخته‌های او به سرعت مقبولِ نویسندگان و مترجمان قرار گرفت.

ژاک لاکان می‌گوید تعریف  ارائه داده شده از کتاب خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک تعریف درستی از روان‌کاوی نیست، «روان‌کاوی اصلاً یک روش درمانی نیست. در واقع روان‌کاوی یک روش ورای درمانی است و به همین دلیل قطعی‌ترین نوع درمان است «روان‌کاوی یکی از انواع روان درمانی نیست و اساساً با تمام آن‌ها متفاوت است. درست است که در بسیاری از کتاب‌های معتبر دانشگاهی روان‌کاوی یکی از انواع روان درمانی قلمداد شده‌است ولی این کتاب‌ها را روان‌کاوان ننوشته‌اند بلکه روان‌شناسان یا روان‌پزشکان به رشته تحریر درآورده‌اند و برداشت خودشان را از روان‌کاوی ارائه داده‌اند.»

روان‌کاوی علمی برای پرداختن عمیق‌تر و متمرکزتر به ذهن ناخودآگاه است. منظور از ناخودآگاه آن بخش از روان است که از دسترس آگاهی خارج شده‌است ولی به کنترل رفتار فرد ادامه می‌دهد.

این اصطلاح نخست در۱۹۰۳ سال ۱۸۹۶ رایج شد. در یکی از جنبه‌های روان‌کاوی یعنی درمان، درمانگر که روان‌کاو نامیده می‌شود می‌کوشد درمان‌جو را نسبت به تعارض‌های ناخودآگاهش آگاه کند. در روان‌کاوی، روان‌کاو داده‌های خود را از مصاحبه‌های بالینی کسب می‌کند. 

روان‌کاوی کلاسیک بر پایهٔ این عقیدهٔ اصلی زیگموند فروید استوار است که تعارض‌های ناخودآگاه میان بخش‌های مختلفِ روان – نهاد، خود، فراخود – علت اصلی رفتار نابهنجار هستند.

فروید بر این باور بود که آگاهی یافتن از یک تعارضِ دردناک موجب کاهش اضطراب می‌شود. وی مشاهده کرد که هرگاه بیمارانش تجربه تلخ و تکان دهنده‌ای را همراه با هیجان‌های اضطراب آور آن به یاد می‌آورند، ظاهراً از تأثیر آن تعارض بر رفتار فرد کاسته می‌شود.

البته دست‌یابی به تعارض‌های ناخودآگاه کار ساده‌ای نیست. خود، به کمک سازوکارهای دفاعی مانع از هشیاری نسبت به افکار ناخودآگاه می‌شود. کسب بینش نسبت به ناهشیاری مستلزم فریب دادن خود و تضعیف حالت دفاعی آن است.

تداعی آزاد، تفسیر، تحلیل رؤیا، مقاومت و انتقال پنج فن اصلی روانکاوی کلاسیک فروید برای آگاهی یافتن به تعارض‌های ناخودآگاه هستند.

 برخی از ابزارهای روان کاو برای درمان عبارتند از:

۱.تداعی آزاد:

تداعی آزاد در روان‌کاوی به روشی گفته می‌شود که در آن بیمار هر آن چه را که به ذهنش خطور می‌کند، بیان مینماید. در واقع مبنای تداعی آزاد بر این اصل استوار است که فرد هر آنچه را که به ذهنش می‌رسد به زبان آورد. بیماران باید بدون نگرانی در بارهٔ دردناک، خجالت‌آور یا غیر منطقی بودن افکارشان حرف بزنند. به افکار اجازه داده می‌شود تا آزادانه از موضوعی به موضوع دیگر بروند. بدون آنکه خود – سانسوری داشته باشند.

۲تفسیر:

 در روان‌کاوی، روان کاو صرفاً تفسیری از آن چه بیمار اظهار داشته یا انجام داده‌است، ارائه می‌کند. برای مثال، اگر بیمار با عصبانیت و از روی خشم از پدرش صحبت می‌کند، روان کاو ممکن است نشانه‌های کنونی بیماری را نشانی از احساس‌های سرکوب شدهٔ شخص نسبت به پدرش بداند.

۳تحلیل رؤیا:

 فروید رؤیا را شاهراهی که به ناخودآگاه ختم می‌شود می‌دانست، چراکه درمیان خواب، خود قادر به دفاع کردن از خویش دربرابر تعارض‌های ناخودآگاه که به صورت‌های گوناگونی در خواب نمود می‌یابند، نیست.

۴مقاومت:

 روان‌کاو با مشاهدهٔ گفته‌های بیمار به کاوش پیرامون نمونه‌های مقاومت، یعنی تمایل به بازداری از ابراز آزادانهٔ مطلب ناخودآگاه آن‌ها می‌پردازد؛ مثلاً اگر بیمار درمورد گفتگو دربارهٔ یک موضوع مقاومت می‌کند، در این صورت روان کاو سعی می‌کند با دنبال کردن موضوع دلیل مقاومت را دریابد.

 ۵. انتقال:

 درمیان روان‌کاوی، بیمار ممکن است احساس‌هایی را که در سال‌های گذشتهٔ زندگی خود به خصوص درمورد پدر، مادر یا سایر افراد با اهمیت تجربه کرده‌است، در روابط خود با درمانگر، انعکاس دهد. این پدیده انتقال نام گرفته‌است. روان کاو این واکنش‌های هیجانی را واقعی نمی‌پندارد و آن‌ها را از زاویهٔ تعارض‌های حل نشدهٔ دوران کودکی یا روابط قبلی بیمار می‌نگرد و مورد تفسیر قرار می‌دهد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *